برخوردهای پیامبر(ص) و ائمه (ع) با کسانی که به مقدسات توهین می کردند، طیف وسیعی از رفتارهای متفاوت را شامل می شود. هم برخوردهای جدی و قاطع و هم برخوردهای نرم و با هدف جذب.

همشهری جوان: «اگر دوره ائمه و پیامبر بود، چه کار می کردند؟» این سوالی است که در برخورد با هر مساله جدید دینی تکرار می شود. سوالی که جوابش به سرراستی و سادگی خود سوال نیست.

مثلا در همین مورد بحث ما، برخوردهای پیامبر(ص) و ائمه (ع) با کسانی که به مقدسات توهین می کردند، طیف وسیعی از رفتارهای متفاوت را شامل می شود. هم برخوردهای جدی و قاطع و هم برخوردهای نرم و با هدف جذب.

این برخوردها، هم به موقعیت و الزامات زمانی ربط داشته و هم به موقعیت فردی طرف مقابل و هم به نوع و شدت توهین انجام شده. خودتان ببینید.

ما در کنار داستان معروف پیامبر(ص) و همسایه ای که هر روی سر ایشان خاکروبه می ریخت و روزی که نریخت، پیامبر(ص) فهمیدند که مریض شده و به عیادتش رفتند، این حکم قاطع را هم داریم که در روز فتح مکه، پیامبر(ص) همه قریش و کسانی را که بارها با اسلام جنگیده بودند بخشید، جز 10 نفر که فرمود آنها را هرجا پیدا کردند، بکشند «اگرچه ایشان در کعبه گریخته باشند یا دست در حلقه کعبه زبده باشند.»

از آن 10 نفر، باز حضرت، هشت نفر را با شفاعت این و آن بخشید، اما دو نفر کشته شده یکی شاعری بود که در هجو آن جناب شعر گفته بود و کنیزک او که این اشعار را با دف و چنگ می خواند (سیرت رسول الله، ویرایش جعفر مدرس صادقی، ص 447-448) این رفتار دوگانه پیامبر(ص) در مواجهه با دو نمونه از توهین به مقدسات، به دلیل حساسیتی بود که حضرت نسبت به نقش تبلیغات کفار داشتند. (سیره رسول خدا، رسول جعفریان، ص 627).
در دهه های بعدی تاریخ اسلام، قضایا به این سادگی نیست، برخوردهای ائمه(ع) پیچیده تر می شود. مثلا در زما�� حکومت امیرالمومنین(ع) و فتنه خوارج، این گروه تا زمانی که دست به ترور نزده بودند، در تبلیغات و بحث علنی هم آزاد بودند (علی از زبان علی، سیدجعفر شهیدی، ص 140-141) حتی یک بار، مردی از خوارج هنگام صحبت حضرت(ع) فریاد کشیده بود: «قاتله الله کافرا ما افقهه» خدا این کافر را بکشد، چقدر دانشمند است!

پیامبر و امامان ما با توهین به مقدسات چطور برخورد می کنند - تصویر 1

صاحب امام بلند شدند تا حق او را کف دستش بگذارند، اما حضرت اصحاب را آرام کرد و فرمود او دشنامی به من داد، «جواب حرف حرف است و یا بخشش (نه برخورد فیزیکی)» (نهج ابلاغه، کلمه قصار 420.) همین حضرت امیر (ع) اما در برابر یک نوع دیگر از توهین به مقدسات رفتاری شدید دارد.

در قرآن، آیاتی هست که دو نفر برای داوری به نزد داوود نبی (ع) می روند و یکی شان می گوید برادرم 99 گوسفند دارد اما به یک گوسفند من هم طمع دارد (سوره ص، 23 و 24). برخی از احادیث جعلی می گوید که این آیات درباره ماجرایی است که داوود به همسر یکی از فرماندهانش نظر داشت.

امام علی(ع) فرموده است: اگر کسی که چنین حرفی را زده پیش من بیاورند، بر او دوبار حد شرعی جاری می کنم، یک به خاطر تهمت جنسی و یک هم به خاطر توهین به یک پیامبر. (تفسیر مجمع البیان، ج 8، ص 472)

یکی از کسانی که احادیث امام چهارم (ع) را روایت کرده و آن احادیث را نشر و گسرتش داده، شخصی است به اسم محمدبن مسلم بن عبدالله زهری. این زهری، از شاخه بنی امیه قریش است. پدربزرگش (عبیدالله)در بدر با پیامبر (ص) جنگیده بود و پدرش (مسلم) همراه با مصعب بن زبیر در سرکوب مختار نقش داشت.

خودش هم در دستگاه خلافت اموی صاحب منصب بود و برخی خلفا او را برای معلمی سرخانه بچه هایشان انتخاب می کردند. یعنی طرف جد اندر جد دشمن اهل بیت (ع) به حساب می آمد. اتفاقا یک بار هم امام سجاد (ع) شنید که او در مسجدالنبی (ص) سخنانی توهین آمیز درباره مولا امیرالمومنین (ع) گفته و او را به خاطر این سخنان سرزنش کرد.

آن وقت امام سجاد (ع) برای چنین آدمی، یک نامه مفصل نوشته است و در آن با لحنی کاملا دوستانه و خیرخواهانه نصیحت کرده که نگذارد حکومت بنی امیه از موقعیت علمی او سوءاستفاده بکنند (تحف العقول، ترجمه پرویز اتابکی، ص 280-283). این رفتار امام سجاد (ع) چنان در زهری تاثیر کرد که او بالکل عوض شد و در شمار شاگردان امام درآمد.

در تاریخ نوشته اند او طوری به امام علاقه داشت که باقی بنی امیه سر همین مسخره اش می کردند و به او می گفتند «یا زهری! مافعل نبیک، یعنی علی بن الحسین (ع)» زهری! پیامبر تو علی بن الحسین (ع) تازه چه کار کرده و چی گفته:؟ (شرح الاخبار، ج 3، ص 258).

باز امام صادق (ع) وقتی می شنود قاتل عمویش، زیدبن علی (ع) شعری خوانده است با این مضمون که ما زید را به صلیب کشیدیم و هیچ اتفاقی نفتاد و همین نشانه ادعای نادرست علویان است، به همین مقدار اکتفا کردند که او را نفرین کنند. (نفرین امام این بود که «خدایا سگ ها را بر او مسلط کن» به سال نرسیده، در اطراف کوفه شیری آن مرد را درید – نثر الدر، ج 1، ص 352-353) اما در مورد یک نوع دیگر از توهین به مقدسات، امام صادق (ع) به شیعیان دستور بایکوت کامل توهین کنندگان را می دهند.

«یا مفضل! لا تقاعد و هم و لا تواکلوهم و لا تشاربوهم و لا تصافحوهم» با آنها نشست و برخاست نکنید، چیزی به آنها برای خوردن و آشامیدن ندهید و حتی دست هم با آنها ندهید. (رجال کشی، حدیث 525) کسانی که این طور مورد ملامت امام صادق (ع) هستند، شیعیان افراطی هستند و کسانی که برای امامان ما (ع) شان خدایی قائل بودند. این نوع از غلو هم در نظر ائمه (ع) مصداق توهین است.

امام رضا (ع) در حدیثی انواع توهین های به ائمه را این طور دسته بندی کرده است: «مخالفان ما احادیثی جعل کرده اند و به ما نسبت می دهند. این احادیث جعلی سه دسته هستند: الف) روایات غلوآمیز که ما را بالاتر از چیزی که هستیم نشان می دهد. ب) احادیث تقصیر که ما را کمتر از چیزی که هستیم نشان می دهد. ج) روایاتی که در آن به دشمنان ما توهین شده است. اما روایات غلوآمیز را قوتی مردم می شنوند، شیعیان ما را تکفیر می کنند. وقتی دسته دوم روایات را می بینند به ما در همان حد اعتقاد پیدا می کنند. وقتی هم توهین به دشمنان ما را می شنوند، به ما هم همان نسبت ها را می دهند.» (عیون اخبار الرضا، چاپ اعلمی، ص 166-167).

نکته سومی که امام رضا (ع) فرموده اند، دقیقا یکی از اصول ثابت تعالیم اسلامی در مقابله با توهین به مقدسات است. این اصل در قرآن هم به صراحت آمده است که به مقدسات کسانی که به خدا ایمان ندارند توهین نکنید، تا آنها هم به مقدسات شما توهین نکنند (انعام، 108). در تمام موارد بالا هم علی رغم جزئیات و دقایقی که وجود دارد، یک اصل ثابت می بینیم؛ ائمه ما هرگز به کسی توهین نکردند.

پیامبر و امامان ما با توهین به مقدسات چطور برخورد می کنند - تصویر 2



امیرالمومنین (ع) راهکارهای علمی برای ما دارد

مقابله با اهانت در سه گام

اگر بعد از خواندن آن نمونه های متعدد، هنوز سوال هایی برایتان مانده است، امام علی (ع) یک فرمول ساده و سرراست برای ما (پیروان) در چنین مواردی دارد. در «نهج البلاغه» خطبه کوچکی هست که دقیقا ما همین مورد است. ماجرا از این قرار است که توی ایام جنگ صفین، بخشی از جنگ روانی عمر و عاص این بود که سپاه شاه به اهالی کوفه و ازجمله رهبر و پیشوایشان که مولای ما باشد، توهین می کردند.

یک بار امام علی (ع) شنید که اصحاب او هم دارند مقابله به مثل می کنند و با سیستم «موشک جواب موشک»، آنها هم دارند به طرف مقابل فحش و فضیحت می دهند. امام آنها را نصیحتی کردند که حالا شده خطبه 206 نهج البلاغه». طبق این خطبه، روش گام به گام برخورد با توهین کنندگان این طوری است:

1- «انی اکره ان تکونوا سبابین» من بدم می آید که شما (اصحاب من) از توهین کنندگان باشید. پس قدم اول، توهین ممنوع.

2- «ولکنکم لو و صفتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصوب فی القول و ابلغ فی العذر» ولی اگر (بدی) اعمال آنها را شرح بدهید به صواب نزدیکتر است. پس قدم دوم شد روشنگری درباره دلایل اشتباه طرف مقابل.

3- «و قلتم مکان سبکم اباهم: اللهم احقن دماءنا و دماءهم و اصلح ذات بیننا و بینهم و اهدهم من صلالتهم حتی یعرف الحق من جهله و یرعوس عین الغی و العدوان من لهج به» به جای فحش دادن، این دعا را بگویید: خدایا خون ما و خون آنها را حفظ کن! میان ما و آنها آشتی بده! از گمراهی شان به راه راست برسان! تا آن کسی که حق را نمی شناسد، بشناسد و آن که به راه دشمنی می رود، از دشمنی منصرف بشود. مرحوم علامه امینی در ابتدای جلد هشتم «الغذیر» آورده که در طول مطالعاتش در کتاب های منتقدان شیعه با انواع توهین، جعل و افترا مواجه شده ولی او سعی کرده که در برخورد با این موارد طبق توصیه امام علی (ع) عمل کند. او کتابش را با همین دعا شروع کرده است.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه